عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٥ - مراد از احصان و حكم آن
ترجمه:
و همچنين شخص را به هر كلام و قولى كه مواجه از آن كراهت داشته باشد تعزير مىكنند مثل اينكه شخص به ديگرى بگويد:
فاسق، شارب الخمر در حالى كه مواجه فسق و شرب خمر را تسترّ نموده و علنى نمىنمايد.
و نيز نظير: خوك، سگ، حقير و وضيع.
كه بواسطه گفتن هريك از اين الفاظ مواجه دلتنگ شده و استنادش به آنها را كراهت دارد لاجرم گوينده سبب اذيّت او شده از اينرو بايد تعزيرش كنند مگر آنكه مخاطب استحقاق استخفاف و تحقير به واسطه اين الفاظ را داشته باشد كه البته قائل در اين فرض مرتكب خلاف نشده در نتيجه عقوبتى بر وى ثابت نيست.
شرائط قاذف
شرط است كه قاذف كامل باشد، بنابراين اگر كودك قذف كند حدّ قذف بر او نبوده بلكه تنها تعزيرش مىنمايند و نيز مجنون را تأديب بايد كرد و در اينكه حريّت در كمال حدّ شرط باشد بين فقهاء دو قول وجود دارد.
شرط معتبر در مقذوف
در مقذوف شرط است كه محصن باشد.
مراد از احصان و حكم آن
مقصود از « احصان » در اينجا اجتماع اوصاف پنجگانه ذيل مىباشد:
١- بلوغ.
٢- عقل.
٣- آزادگى.
٤- اسلام.
٥- عفّت.
بنابراين كسى كه اين اوصاف در او جمع است اگر مورد قذف واقع شود قاذف را بايد حدّ زد و اگر قاذف كسى را كه جامع اين اوصاف نباشد قذف نمايد آنچه به عنوان عقوبت بر او ثابت و واجب مىشود تعزير مىباشد.